گفتم بالاخره که فراموشش میکنی

گفتم بالاخره که فراموشش میکنی...
اینجوری نمی‌مونه ...
نفس عمیقی کشید و گفت :
یادِ بعضی آدما هیچوقت تمومی نداره !
با اینکه نیستن ، با اینکه رفتن ،
ولی هیچ وقت خاطره‌شون تموم نمیشه !
گفتم : ولی همین که نیستش ،
کم‌کم همه چی تموم میشه ...
گفت بودنِ بعضی از آدما ،
تازه از نبودنشون شروع میشه !
دیدگاه ها (۳۶)

هنوز نرفته ای...و من دلم برایت تنگ شده...این را به خودت می گ...

اگر مسیرت به من نمی خورد...زندگی ساده تر بود...هم برای توهم ...

میخوام اعتراف ڪنم...ڪم آوردم. تویے ڪه اسمت تقدیره...سرنوشته....

از زندگی ,,,آموختم :کم آوردن قسمتی از زندگیست ,,,آموختم :که ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۵۲ جیمین چیه؟ یه جزیی از من پ...

سناریو تی اکس تی

پارت چهاردهم!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط