بیا مثل قدیما باش

بیا مثل قدیما باش


تو با آن چادر رنگی
گذر از کوچه ما کن
بگیرد عطر موهایت
تمام کوچه را در بر
وجودم را به وجد آری
برون آرم سرم از در
تو را بینم که دلتنگی
تو با آن چادر رنگی
_

به رسم عادت هر روز
بگیری گوشه چادر
بفهمانی به من امروز
قرارمان هنوز برجاست
زنم چشمک که دریابی
قرار مان هنوز برجاست
تو ای بانوی چشم آبی
سرت پایین و لبخندت
به من گوید که می آیی
همان کوچه به آن تنگی
تو با آن چادر رنگی
_

همانجا که مرا دیدی
همانجا که تو ترسیدی
برای اولین بارت
به روی من تو خندیدی
همانجا که تو را دیدم
به روی دل،خندیدم
برای اولین بارم
گل از لب های تو چیدم
همان کوچه که من بودم
همان کوچه که تو بودی
همان کوچه به آن تنگی
تو با آن چادر رنگی

#محسن_صفری
دیدگاه ها (۴)

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖﺍﻣﺎﻋﺎﺩﻻﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﮔﺎﻫﯽ ﺣﺘﯽ ﺗﺎﺟﺮ ﻧﻤﮏ ﻫﻢ ﻧﻤﮏ ﻧﺸﻨﺎﺱ ﻣﯿ...

در مدرسه از نشاطمان کم کردند😢 از فرصت ارتباطمان کم کردند🙃 هر...

پراید جوری گرون شده که الان بری خواستگاری کافیه بگی پراید د...

‏از وقتی شده 38میلیون براش نگهبان گرفتم🙃

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط