ناگزیر از سفرم بی سرو سامان چون «باد»

ناگزیر از سفرم بی سرو سامان چون «باد»
به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۱)

غرض رفتن است نه رسیدن. زندگی کلاف سردرگمی است، به هیچ‌جا راه...

‌داغِ ماتم هاست بر جانم بسی در دلم آهسته می‌گرید کسی... #هوش...

مَنَش آموختم آئین محبت لیکناو شد استاد دل آزاری و بیدادگری#ش...

گر سر برود فدای پایتدست از تو نمی‌کنم رها من!#سعدی

🖤🤲خدایا... به سوز دلِ اُمّ‌البنین(س) و به دست‌های قلم‌شده‌ی ...

تمام وجودم فدای نامت حسین

اسم: ایدا تنیانژاد: انسان ملیت : اونو خانوادش نسل اندر نسل ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط