ناگزیر از سفرم بی سرو سامان چون باد

ناگزیر از سفرم بی سرو سامان چون «باد»
به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۱)

غرض رفتن است نه رسیدن. زندگی کلاف سردرگمی است، به هیچ‌جا راه...

‌داغِ ماتم هاست بر جانم بسی در دلم آهسته می‌گرید کسی... #هوش...

مَنَش آموختم آئین محبت لیکناو شد استاد دل آزاری و بیدادگری#ش...

گر سر برود فدای پایتدست از تو نمی‌کنم رها من!#سعدی

✍️ «چهل شب است به شوقت هنوز منتظریم!»🏴 #بعثت_خون: سرودۀ شاعر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط