اگر مرگ است شروع درد

اگر مرگ است شروع درد
اگر درد است نشان مرد
اگر تقدیر ما عشقی پریشان است
اگر تدبیر ما دردی هراسان است
اگر از درد به تنهائی ، می پیچیم
اگر با هستی و مستی خود هیچیم
بیا ای مرگ که من اکنون پریشانم
بیا من مرده ام شاید نمی دانم!!!!
بیا ای مرگ که ما دیوانه ی دردیم
در این غمخانه با مرگ زندگی کردیم
#شهزاد
دیدگاه ها (۶)

وقت آن استکه غمت را به کناری ببرمبا هم از اشک بگوییمو دل و خ...

دل به دریا می سپارم دل به دریا ، نازنین می نشینم در خودم تنه...

هیچکس عابر این کوچه ی باران زده نیست نیست دیگر به جز خاطره...

چه عریان است پاییز وچه عریان تر دلداریکه با اصرار می خواهدنگ...

part 120دیدن جسم بهترین دوستش درون آتیش چیزیو درونش خورد کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط