بیوگرافی از من:
بیوگرافی از من:
-وجودم از هیجانات غیر قابل کنترل تدفین شده. چِشمام خماره ولی بیش فعالی تویِ ذهنم موج میزنه؛
فرشته هارو فرا میخونم تا به زندگیم شفا ببخشن
مامان ببخشید میخوام از ارتفاع رها شم
ولی قبلش بزار کلی بخندم و برقصم زیر بارون
بزا موهام خیس شن و همه از من فرار کنن
ادما فقط نقشه هاشونو اجرا میکنن نه برنامه حقیقی زندگی رو، پس منم بین این گمراهم که معمولی یاشم یا دلیل تمسخر آدما
یک روح ترسیده ای که به ابهام پناه میبره
حاله من رو احساس کن
آیا از من ترسیدی؟
میخوای فرار کنی؟
ولی من به تو احترام میزارم پس توهم به بیش فعالی من تعظیم کن و بعد فقط رد شو
اجازه میدم قضاوتم کنی تا ذهنت بتونه هضمش کنه.
بیا امشب فقط از حقیقت های تلخ زندگی یه موزیکویدیو بسازیم
آغوش
محبت
دو کلمه ای که کمبودشون دلیل بخش اعظمی از گناههای آدماست؟
توی ذهنم گریه آرزوهای مرده رو به وضوح میشنوم
من رو از واقعیت های مجازی این دنیا رهام کن و به طبیعت و دریای اون جهان دعوتم کن!
.
مصمم به مستقیم زل زدم ولی حرکتی تو ذهنم نیست.
اون خودش نیست..!
میخندم به همه چی چون هیچ حقیقت غیرمجازی وجود نداره پس من ذهنم رو رها میکنم و گاه مشغول تا ابهامات رو بتونم پاسخ بدم
تنم حرکتی نمیکنه چون در استوانه ابهام قالب گرفته شده و فقط چشمام مجاز به پلک زدن هستن
شاید من رو روانی صدا کنی و بری، ولی من فقط درباره حقیقت همه چی اندیشیدم، چیزی که تو به راحتی ازش رد شدی.!
برایِ همین من یه intj هستم.
-وجودم از هیجانات غیر قابل کنترل تدفین شده. چِشمام خماره ولی بیش فعالی تویِ ذهنم موج میزنه؛
فرشته هارو فرا میخونم تا به زندگیم شفا ببخشن
مامان ببخشید میخوام از ارتفاع رها شم
ولی قبلش بزار کلی بخندم و برقصم زیر بارون
بزا موهام خیس شن و همه از من فرار کنن
ادما فقط نقشه هاشونو اجرا میکنن نه برنامه حقیقی زندگی رو، پس منم بین این گمراهم که معمولی یاشم یا دلیل تمسخر آدما
یک روح ترسیده ای که به ابهام پناه میبره
حاله من رو احساس کن
آیا از من ترسیدی؟
میخوای فرار کنی؟
ولی من به تو احترام میزارم پس توهم به بیش فعالی من تعظیم کن و بعد فقط رد شو
اجازه میدم قضاوتم کنی تا ذهنت بتونه هضمش کنه.
بیا امشب فقط از حقیقت های تلخ زندگی یه موزیکویدیو بسازیم
آغوش
محبت
دو کلمه ای که کمبودشون دلیل بخش اعظمی از گناههای آدماست؟
توی ذهنم گریه آرزوهای مرده رو به وضوح میشنوم
من رو از واقعیت های مجازی این دنیا رهام کن و به طبیعت و دریای اون جهان دعوتم کن!
.
مصمم به مستقیم زل زدم ولی حرکتی تو ذهنم نیست.
اون خودش نیست..!
میخندم به همه چی چون هیچ حقیقت غیرمجازی وجود نداره پس من ذهنم رو رها میکنم و گاه مشغول تا ابهامات رو بتونم پاسخ بدم
تنم حرکتی نمیکنه چون در استوانه ابهام قالب گرفته شده و فقط چشمام مجاز به پلک زدن هستن
شاید من رو روانی صدا کنی و بری، ولی من فقط درباره حقیقت همه چی اندیشیدم، چیزی که تو به راحتی ازش رد شدی.!
برایِ همین من یه intj هستم.
- ۱.۶k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط