رئیس شورای دانش آموزی
رئیس شورای دانش آموزی
Part:3
(ویو فردا)
درست ساعت ۷ رسیدم مدرسه رفتم طبقه بالا و وارد کلاس اول شدم
(از اون کلاسای خالی که میز صندلیای اضافی توش هست نمیدونم چرا تو هر مدرسه از این کلاسا هست )
جین داخل بود چقدر زود اومده
ا.ت:سلام
جین:سلام
رفتم نشستم که شروع کردیم یه ده دقیقه بود که داشتیم روش کار میکردیم که
ا.ت:من اینیکیو نفهمیدم
جین:(توضیح میده)
ا.ت:فهمیدم چی گفتی ولی نگرفتم
جین:چون خنگی
ا.ت:یاا خنگ عمته
جین:عمه ی خودته به عمه ی من چیکار داری
ا.ت:تو به عمه ی من چیکار داری
جین:هیچی روش کراش زدم میخوام بدزدمش من چیکار به عمه ی تو دارم
ا.ت:همین الان بهش گفتی خنگ
جین:اول تو به عمه ی من گفتی خنگ
ا.ت:خب توام به من گفتی خنگ
جین:چون خنگی
ا.ت:من خنگ نیستم فقط نمیفهمم
جین:پس نفهمی
ا.ت:من نفهم نیستممم
جین:نفهمی که نمی فهمی
ا.ت:یا میزنم دهنتا
جین:چه غلطا جرعت داری بزن ببین چه بلایی سرت میارم
ا.ت:مثلا میخوای چیکار کنی بازم ببریم دفتر مدیر
جین:نه خیلی بدتر
ا.ت:که اینطور مثلا چی
جین:بزنی میفهمی
ا.ت:جدی میگی
جین:بله
ا.ت:من فکر کردم شوخی میکنی
جین :ساکت شو حصله بهث ندارم
ا.ت:چرا به مغزت فشار میاد؟
جین:بجای بحث کردن رو پروژه کار کن خنگ کوچولو
ا.ت:من نه خنگم نه کوچولو
جین:تو راست میگی حلا به کارت برس
............
الان هر روز این بحثارو داریم امروز یه قهوه گرفتن و رفتن سمت مدرسه مثل همیشه برای پروژه
زود اومدم رفتم سر همون کلاس که جین مثل همیشه زود تر اومده بود
ا.ت:سلام
جین:سلام خنگ خانم
ا.ت:یاا چند بار بگم من خنگ نیستم
جین:منم گفتم که راست میگی
ادامه دارد........
لایک و کامنت فراموش نشه 😘
Part:3
(ویو فردا)
درست ساعت ۷ رسیدم مدرسه رفتم طبقه بالا و وارد کلاس اول شدم
(از اون کلاسای خالی که میز صندلیای اضافی توش هست نمیدونم چرا تو هر مدرسه از این کلاسا هست )
جین داخل بود چقدر زود اومده
ا.ت:سلام
جین:سلام
رفتم نشستم که شروع کردیم یه ده دقیقه بود که داشتیم روش کار میکردیم که
ا.ت:من اینیکیو نفهمیدم
جین:(توضیح میده)
ا.ت:فهمیدم چی گفتی ولی نگرفتم
جین:چون خنگی
ا.ت:یاا خنگ عمته
جین:عمه ی خودته به عمه ی من چیکار داری
ا.ت:تو به عمه ی من چیکار داری
جین:هیچی روش کراش زدم میخوام بدزدمش من چیکار به عمه ی تو دارم
ا.ت:همین الان بهش گفتی خنگ
جین:اول تو به عمه ی من گفتی خنگ
ا.ت:خب توام به من گفتی خنگ
جین:چون خنگی
ا.ت:من خنگ نیستم فقط نمیفهمم
جین:پس نفهمی
ا.ت:من نفهم نیستممم
جین:نفهمی که نمی فهمی
ا.ت:یا میزنم دهنتا
جین:چه غلطا جرعت داری بزن ببین چه بلایی سرت میارم
ا.ت:مثلا میخوای چیکار کنی بازم ببریم دفتر مدیر
جین:نه خیلی بدتر
ا.ت:که اینطور مثلا چی
جین:بزنی میفهمی
ا.ت:جدی میگی
جین:بله
ا.ت:من فکر کردم شوخی میکنی
جین :ساکت شو حصله بهث ندارم
ا.ت:چرا به مغزت فشار میاد؟
جین:بجای بحث کردن رو پروژه کار کن خنگ کوچولو
ا.ت:من نه خنگم نه کوچولو
جین:تو راست میگی حلا به کارت برس
............
الان هر روز این بحثارو داریم امروز یه قهوه گرفتن و رفتن سمت مدرسه مثل همیشه برای پروژه
زود اومدم رفتم سر همون کلاس که جین مثل همیشه زود تر اومده بود
ا.ت:سلام
جین:سلام خنگ خانم
ا.ت:یاا چند بار بگم من خنگ نیستم
جین:منم گفتم که راست میگی
ادامه دارد........
لایک و کامنت فراموش نشه 😘
- ۵۲۱
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط