جمعه یعنی تو نیستی اما

جمعه یعنی تو نیستی، اما
خاطراتت به جانم افتاده
گرد مرده به شهر پاشیدند
بختکی بر جهانم افتاده

جمعه یعنی چقدر غمگینم
جمعه یعنی چقدر غمگینی
شعرهایت هجوم تنهایی ست
چشم بستی، مرا نمیبینی...

باز بغض غروب نزدیک است
پیله کرده به جان من یادت
گریه کن تا سبک شوی اما....
به کجاها رسید فریادت؟!

جمعه بس کن! چه کرده ام با تو
که مرا این چنین میآزاری؟؟
چه کنم تا مرا رها بکنی
حرمتم را کمی نگهداری؟!

جمعه یعنی، تو نیستی، هستم
با سیاهی مرگ هم رنگم....
عکس هایت سکوت میبلعند
و برایت...
چقدر...
دلتنگم...

#اهورا_فروزان
دیدگاه ها (۸)

می نویسم که شب تار سحر میگردد...یک نفر مانده از این قوم که ب...

یا مقلب القلوب والابصار...ببخشید اشتب شد :|Happy New year :|...

همه ی دفتر هایمبا "به نامِ #تو" آغاز می شدنداما توبی رحم تری...

دوستان تو فضای مجازی یجور کریسمس رو تبریک گفتن انگار هفت جدش...

p1ویو یونا سلام به همگی من هوانگ یونا هستم من عاشق خوانندگی ...

ضعف در نگاه P2

هفت مافیای سرد پارت ۱۹ جکسون نگاهش به من افتاد و با یه لبخند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط