𝐌𝐲 𝐥𝐢𝐭𝐭𝐥𝐞 𝐠𝐢𝐫𝐥 دختر کوچولوی من
𝗽𝗿𝘁⁹
ویو وقتی رسیدن خونه ته آنلا
رفتیم داخل ته داشت تلفن حرف میزد
آنلا: داداشیییییی ته رو بغل میکنه
ته: من قطع میکنم فعلا دختر کوچولوی من خوبی آنلا رو بلند میکنه
آنلا: آره خوبم عالیم عالی
ته: سلام کوک تو خوبی
کوک: آره خوبم هیونگ
ته: فردا مدرسه داریم کوک به همه بگو بیان دم خونه شما صبح همه باهم بریم
چون خونت نزدیک مدرسس
آنلا: اره کوکیا من هیچوقت تو مدرسه با کسی دوست نمیشدم فقط یه رفیق پسر روسی که خیلی عوضی بود ته به حسابش رسید ولی امسال پسرا هستن ته هم تو مدرسه منه لنا و الینورم هستن خیلی خوشحالم
کوک: لپ آنی رو میکشه اره جوجه هممون حواتو داریم
آنلا: خودم میتونم از خودم دفاع کنم ناسلامتی 6 سال بوکس رفتم
کوک: من اخرین بار دیدمت تازه بوکس رو شروع کرده بودی جوجه کوچولو
انلا: ولی الان تو رو ام میزنم سیس میگیره
کوک: اوه اوه
ویو ساعت 8 شب
کوک: من دیگه برم
ته: باشه خدافظ
آنلا: بای بای بغلش میکنه
کوک: بابای
کوک رفت
آنلا: ته رامیون میخوری
ته: نه توبخور برو بعدش لباساتو جمع کن بخواب منم میرم اتاقم
آنلا باشه شب بخیرررر بوس میفرسته 💋
ویو آنلا
رامیونمو خوردم و رفتم داخل اتاق لباسامو مرتب کردم مسواک زدم و روتین پوستیمو انجام دادم رفتم یکم تیک تاک و لالا سیاهیییی...
آنلا خوابید 😴
یکم تایم بدید دو پارت دیگم مینویسم
ویو وقتی رسیدن خونه ته آنلا
رفتیم داخل ته داشت تلفن حرف میزد
آنلا: داداشیییییی ته رو بغل میکنه
ته: من قطع میکنم فعلا دختر کوچولوی من خوبی آنلا رو بلند میکنه
آنلا: آره خوبم عالیم عالی
ته: سلام کوک تو خوبی
کوک: آره خوبم هیونگ
ته: فردا مدرسه داریم کوک به همه بگو بیان دم خونه شما صبح همه باهم بریم
چون خونت نزدیک مدرسس
آنلا: اره کوکیا من هیچوقت تو مدرسه با کسی دوست نمیشدم فقط یه رفیق پسر روسی که خیلی عوضی بود ته به حسابش رسید ولی امسال پسرا هستن ته هم تو مدرسه منه لنا و الینورم هستن خیلی خوشحالم
کوک: لپ آنی رو میکشه اره جوجه هممون حواتو داریم
آنلا: خودم میتونم از خودم دفاع کنم ناسلامتی 6 سال بوکس رفتم
کوک: من اخرین بار دیدمت تازه بوکس رو شروع کرده بودی جوجه کوچولو
انلا: ولی الان تو رو ام میزنم سیس میگیره
کوک: اوه اوه
ویو ساعت 8 شب
کوک: من دیگه برم
ته: باشه خدافظ
آنلا: بای بای بغلش میکنه
کوک: بابای
کوک رفت
آنلا: ته رامیون میخوری
ته: نه توبخور برو بعدش لباساتو جمع کن بخواب منم میرم اتاقم
آنلا باشه شب بخیرررر بوس میفرسته 💋
ویو آنلا
رامیونمو خوردم و رفتم داخل اتاق لباسامو مرتب کردم مسواک زدم و روتین پوستیمو انجام دادم رفتم یکم تیک تاک و لالا سیاهیییی...
آنلا خوابید 😴
یکم تایم بدید دو پارت دیگم مینویسم
- ۸۶
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط