خاطراتت امانم رابریده

خاطراتت امانم رابریده
اما هر چه درد بود تمام میشود
درد نبودنت....
درد نخواستنت...
می دانی...
تو همانند کودکی در من هستی
که نه به دنیا می آید نه سقط میشود
امشب
اسمت را بر حواس پنج گانه ام
خال خواهم کوفت
و تو را جای قاب عکس خالی
تصور خواهم کرد
فقط کافیست چشمانم را ببندم
فقط کافیست بیشتر بخندی !!
خداحافظ عزیزترینم ...
خداحافظ رویای شیرینم ...
اسلحه را به دستانم خواهم دوخت
جای تو فشنگ را جا میزنم
جای خودم ماشه را میکشم
فقط نمی دانم
تو قبل از فشنگ به من میرسی
یا فشنگ قبل تو .....!

بااحترام میثم داودی
آذر ماه 93

پی نوشت: به من گفت  بیا...
 به من گفت بمان...
به من گفت بخند...
به من گفت بمیر...

آمدم...
ماندم...
خندیدم...
مردم
دیدگاه ها (۳)

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیستبه یاد اوردنت هر روز "...

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیستبه یاد اوردنت هر روز "...

نقاشی ارسالی این دیگه زیادی خوب شده 😂❤️‍🩹خر ذوق شدم 😂 ◄°l||l...

دلبر رئیس

کالکشن بلیچ زدم نظرت؟#هنر

#عروسک #عروسک_سازی #doll

هنرگرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط