دل است ديگر،خسته ميشود...بي حوصله ميشود...از روزگار از آد

دل است ديگر،خسته ميشود...بي حوصله ميشود...از روزگار از آدم ها ازين قابها از اثبات از توضيح،از کلماتي ک رابطه هارا ب گند ميکشد،ازين همه مهرباني کردن و نامهرباني ديدن،ازسنگ صبور بودن و آخرهم مهرسنگ بودن خوردن،از زهر حرف هايي ک تا آخر عمرآدم رامي آزارد،خسته ام...کاش ميشدخودمو يه جايي جابذارم وبرگردم ببينم ديگه نيستم...
دیدگاه ها (۳)

دل استــ دیگر خسته میشود … بی حوصله میشــود … از روزگار از آ...

دل استــ دیگر خسته میشود …بی حوصله میشــود …از روزگار از آدم...

دل استــ دیگر خسته میشود …بی حوصله میشــود …از روزگار از آدم...

.دل استــ دیگر خسته میشود …بی حوصله میشــود …از روزگار از آد...

دل استــ دیگر خسته میشود . . .بی حوصله میشــود . . .از روزگا...

دل استــ دیگر خسته میشود … بی حوصله میشــود … از روزگار از آ...

دل استــ دیگر خسته میشود …بی حوصله میشــود …از روزگار از آدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط