من ردای عاشقی را در جوانی باختم
من ردای عاشقی را در جوانی باختم
دوختم اندازه بر دوش رقیب انداختم
سالهاطی شدزعمرمن ولیکن روزوشب
بیقراری کردم و با بی قراری ساختم
چونگذشتعهدشبابم بافراغ وبیکسی
یاد او شد همدمم بااین جدایی ساختم
گرچه دور از اوشدم در عنفوان عاشقی
لیک تنها بر دوصد از لشکر غم تاختم
برلبم مهرسکوتاست وزبانقاصر ٬ ولی
قصههایعاشقیدرخوابورویا ساختم
بهترین راه فرار از عاشقی دیوانگیست
گرچه تاوانیعظیم باخون دل پرداختم
دوختم اندازه بر دوش رقیب انداختم
سالهاطی شدزعمرمن ولیکن روزوشب
بیقراری کردم و با بی قراری ساختم
چونگذشتعهدشبابم بافراغ وبیکسی
یاد او شد همدمم بااین جدایی ساختم
گرچه دور از اوشدم در عنفوان عاشقی
لیک تنها بر دوصد از لشکر غم تاختم
برلبم مهرسکوتاست وزبانقاصر ٬ ولی
قصههایعاشقیدرخوابورویا ساختم
بهترین راه فرار از عاشقی دیوانگیست
گرچه تاوانیعظیم باخون دل پرداختم
- ۴۰۲
- ۲۰ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط