عشق یا نفرت

عشق یا نفرت
پارت آخر
از دید جونگکوک وقتی بیدار شدم دیدم تو بغل تهیونگم خیلی خوشحال بودم یعنی دیگه اذیتم نمیکنه دیگه باهام بد حرف نمیزنه دیگه دوسم داره داشتم همینجوری تو ذهنم با خودم حرف میزدم که یهو با صدا زدنای تهیونگ به هوش اومدم
×جونگکوک جونگکوک
+بله
×چرا هر چی صدات میزنم جواب نمیدی
+ ببخشید داشتم یکم قکر میکردم
×درباره ی چی
باشدم نشستم تهیونگم نشست
×بگو دیگه
+میگم من از اولم میدونستم تو جفته منی ولی میترسیدم بیشتر اذیتم کنی
×چرا من باید جفت خودم رو اذیت کنم
+نمیتونم
یعنی دیگه اذیتم نمیکنی
×معلومه که نه بانی کوچولوم
تو دیگه امگای من،من..
از دید نویسنده
تا میخواست تهیونگ حرفشو کامل کنه جونگکوک لباشو بوسید انقدر آروم که انگار یه فرشته داره میبوسه
البته با اینکه جونگکوک شروع کرد ولی تهیونگ از این موقعیت استفاده کرد
جونگکوک رو پرت کرد رو تخت لباساشو آورد پرت کرد اون ور تا اینکه براش یک باکسر مونده بود
+عه تهیونگ نکن خجالت میکشم
×خجالت نداره که بیبی
تهیونگ دوباره یه بوسه رو شروع کرد بعد از ول کردن لبش رفت سراغ گردنش روی گردنش مارک های بنفش گذاشت (بقیه شو دیگه نمیتونم بزارم بخاطره ویسگون🙄)
چند سال بعد
اونا صاحب یک دختر شدند که شبیه واقعا شبیه تهکوک بود
+وای کی دلش پنکیک میخواد
(علامت^ بچه که اسمش هست مالین چه قشنگ)
^من
+پس وایسا بابای بیاد تا پنکیک بخوریم
^پاپا بابا داره میاد
+اره قشنگم
×کی میخواست هر چه زودتر پنکیک بخوریم
^من
×اوخ من قربونت بشم بیا اینجا
جونگکوک یکم حسودیش شد و کیوت تهیونگ هم متوجه شد
×هی بانی من حسودی کرده
+نخیرم کیوت
×اوخ بی اینجا ببینم
جونگکوک رفت تو بغل تهیونگ تهیونگ هم اون بغل کرد و بوسید
و این شد پایان زندگی تهکوک
پایان
خوب بود بچه ها نظرتون رو تو کامنت ها میخوام
💎🪻
دیدگاه ها (۱)

پچه ها ایومی مسدود شده@aaaa-021

عشق خونین🩸پارت 8خانوم جئون لبخند زد و یه پیتزا سفارش داد بعد...

عشق یا نفرت پارت 4که یهو جونگکوک گفت+توروهق هر هق ک کی دو و...

بچه ها فیک نفرت یا عشق رو بخاطر یه عزیزی گذاشتم اون چند پارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط