تورکه لب مرز یه داعشی رو دستگیر کرد،

تورکه لب مرز یه داعشی رو دستگیر کرد،
داعشی گفته تا ساعت11 من رو بکشید تا نهار رو با رسول خدا و اصحابش بخورم.
تورکه هم لج کردن ساعت2 کشتش گفت حالا برو ظرفارو بشور.
دیدگاه ها (۶۳)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

رومان عشق پنهانی (پارت3)

رومان قطره قرمز (پارت 9)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_94بازوشو جلوم آورد ..الان ان...

#یک_خاطره 🔸ماجرای عجیب شهادت شهیده طیبه واعظی...#متن_خاطره|ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط