عشق تو از ملک جهان خوشترست

عشق تو از ملک جهان خوشترست
رنج تو از راحت جان خوشترست
خوشترم آن نیست که دل برده‌ای
دل در جان می‌زند آن خوشترست
من به کرانی شدم از دست هجر
پای ملامت به میان خوشترست
دل به بدی تن زده تا به شود
خوردن زهری به گمان خوشترست
وصل تو روزی نشد و روز شد
سود نه و مایه زیان خوشترست
عمر شد و عشوه به دستم بماند
دخل نه و خرج روان خوشترست
از پی دل جان به تو انداختیم
بر اثر تیر کمان خوشترست
کیسهٔ عمرم ز غمت شد تهی
بی‌رمه مرسوم شبان خوشترست
دیدگاه ها (۱)

ماهی به آب گفتا ، من عاشق تو هستم..از لذت حضورت ، می را نخور...

هرگز دل شکسته ای عاشق نمی شودطوفان اسیر رفتن قایق نمی شودسیل...

ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ، ... ﺑﺎﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﻡﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺯﺧﻢ ﺯﺩﯼ ، .....

صدایت می کنم امشب مرا از عمق دل بنگرجوابم ده تو نجوا کن شود ...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط