عمه جان باغ ولایت ثمر آورده برایم

عمه جان باغ ولایت ثمر آورده برایم
عوض میوه نایاب سر آورده برایم
سر باباست که خون جگر آورده برایم
صورت غرقه به خون از سفر آورده برایم
دیدگاه ها (۶)

نمیگم دلم خنک شد

اسقلال برد ... ولی نمیگم خوشحال شدم :)

هر چه آمد به سرت من سر نی بودم و دیدم آن چه را ...

نبودی طعنه خار بیابان پای ما را زد زبان کوفه خیل...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۷۳جان اخم کرده بود و لب هایش آویزان...

هر کسی به امام زمان نمی رسهحریم عشق را درگه بسی بالاتر از عق...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۲۵تهیونگ: نه خوب نه بد .. سردرد شما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط