لحظه ی وداعمون اون روز تماشایی بود

لحظه ی وداعمون اون روز تماشایی بود

تو سکوتِ هر دو فریادِ بی‌فردایی بود

آهِ سینه‌سوز ِ تو , هق‌هق ِ گریه‌های من

لحظه ی سرودن ِ سرودِ تنهایی بود


بغض راهِ نفسم رو بسته بود

بین ما پرده ی اشک نشسته بود

جمله ی هرگز فراموشم نکن

تو گلوم شکسته بود

تو گلوم شکسته بود


هنوزم تا که هنوزه بی منی و من باهاتم

توی جنگل, لبِ دریا دنبالِ جای پاهاتم

توی این همه هیاهو دنبالِ زنگ صداتم

هنوزم که تا هنوزه عاشقِ خاطره هاتم


یادمه خوب یادمه واسه آخرین نگاه, واسه آخرین کلام, گریه فرصت نمی‌داد

واسه ی گفتنِ خداحافظِ تو, اشک می‌ریخت, مهلت نمی‌داد... نمی‌داد


بغض راهِ نفسم رو بسته بود

بین ما پرده ی اشک نشسته بود

جمله ی هرگز فراموشم نکن

تو گلوم شکسته بود

تو گلوم شکسته بود....
دیدگاه ها (۳)

مکافات عمل یک شبی در راه دوری، گرگ پیری بر زمین افتاد و مرد....

موش کور گفت: عادل الجبیر وزیر خارجه آل‌سعود در واکنش به سخ...

هرگز هرگز هرگز بی تو نمیــخنـدمبی تو بر دل عشقـــی هرگز نمیب...

پسری برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط