بخش بزرگی از خاطراتمان را تنها یک نفر به دوش می‌کشد.

بخش بزرگی از خاطراتمان را تنها یک نفر به دوش می‌کشد.
یک نفر که شاید روزگاری پشت تمام بی‌حوصگی‌هایمان، پشت این اخم هایی که هرروز تنها برای او درهم میروند ،پشت "میخواهم تنها باشم‌"هایمان شکسته است..
همان که جرأت آن را داریم که در کنارش خودِ واقعی‌مان باشیم. گاهی لبخند بزنیم و اگر هم لازم دیدیم وسط بگو مگوهایمان صدایمان را بالا ببریم و به خودمان حق بدهیم که لایقش بوده است!
ما روزی دلمان برای همین آدمهای مهربانِ ازدست رفته تنگ میشود.. برای همان هایی که ما را جوری دیگری دوست داشتند..تحمل کردند..جور دیگری به عشقشان مبتلا کردند.
ما به پس زدنِ آنکه تماممان را همانگونه که هستیم دوست دارد، عادت کردیم❤️
دیدگاه ها (۲)

‌‌یعنی میشود روزی برسد که همه ی عکسهایت را من بگیرم که همه ی...

خیلی ها می گفتن توی پاییز یا روز بارونی رفتن بی رحمیه! خیلی ...

‍ پاییز که می‌شود؛ حواستان به آدم‌های زندگیِ‌تان باشد... کمی...

من آنقدر معمولی هستم که هیچ کس شیفته ی حرف زدنم نشود، قلب هی...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۸ صبح روز بعد، جونگ...

🧁 پارت دوم | قنادی‌ای که بوی امید می‌دادسه روز از افتتاح Swe...

پارت ۲۹ |جونگ‌کوک هنوز به عکس خیره شده بود.آریانا آرام گفت:ـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط