پارت

پارت۷
جیهوپ:بذار قدر تو رو بدونه به خودش زحمت بده دنبالت بگرده

(جیهوپ رونا رو برد خونه خودش)
جیهوپ:(اتاق رو نشون داد)لباس های قبلیت هنوز هست چیزی هم لازم داشتی بگی ها

رونا:باشه(اروم)

جیهوپ:بگی هااااا نمیدونم بگی خسته هست از این چرت و پرتا نمیشه ها

رونا:باشههههه فهمیدمممم
(صبح)
ویو جیهوپ:داشتم صبحونه رو آماده میکردم رفتم رونا بیدار کنم یهو به یه چیزی خوردم
جیهوپ:حیححح وای خدا ترسیدم(از وضع رونا ترسیده)این دیگه چجور قیافه ایی هست

رونا:من ترس دارم هان؟؟؟؟

جیهوپ:موهات رو ریختی جلو چشمت چشمات قرمز پف کرده یدونه هم لباس سفید پوشیدی فک کردم جن و اینجور چیزا هستی

رونا:برو گمشوووو عوض اینکه بگه صبح بخیر میگه شبیه جن شدی(با داد)

جیهوپ:باشه حالا عصبی نشو بیا صبحونه ات رو بخور گریه هم کنی عصبی میشما گفته باشم

رونا:باشه سعی میکنم

(چهارروز بعد)
ویو جیهوپ:رفته بودم سر تمرین که دیدم همه اعضا اومدن جز کوک
جیهوپ:جونگکوک کجاست پس

تهیونگ:نیومده چند روزبه خودشو تو اتاق حبس کرده با رونا دعوا کرده

جیهوپ:حالا دنس رو بلده

تهیونگ:نه برادر من اون حالش خوب نیس تو به فکر دنسی؟

جیهوپ:برادر من حقش هست چرا خواهر من رو اذیت کرده

تهیونگ:خبر داری؟

جیهوپ:خبر نداشته باشم؟خواهرم هست ها
تهیونگ:ها پس بگو زود میدی خونه دیر میای همین هست خواهرت پیش تو هست
خب بهش می گفتی پیش توعه بدبخت شهر رو زیر رو کرده

جیهوپ:نمیشه که همیشه من آشتیشون بدم خودش هم زحمت بکشه

تهیونگ: پوففففف

ویو یونا:رفته بودم بیرون یکم تنقلات بگیرم دیدم گوشیم زنگ خورد
جیهوپ و جونگکوک نیست)

حمایت نمیکنید؟😭💔
دیدگاه ها (۱۴)

بچه ها قرار نیس تو این پیجم فعالیت کنم چون هم تعداد فالورام ...

سناریو جونگکوکوقتی بچتون دختره:اونقدر لوسش کرده نازش رو کشید...

یکی بغلم کنه:)))))💔

رمان افسر پلیس پارت ⁷که شخصی لبامو بوسید رفتم تو شک باورم نم...

"بوسه آتش بر گونه رز"part 8- برا تو فک نکنم مهم باشه...بلافا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط