گلم که زیر لگدها ز من گلاب گرفتند

گلم که زیر لگدها ز من گلاب گرفتند
ز ریشه های حیات دلم تراب گرفتند
ز من تو را و ز زینب تمام هستی او را
علی اصغر شش ماهه از رباب گرفتند
صحیح و سالم و بی عیب و نقص بودم و اما
فرشته ها ز وجودم دلی خراب گرفتند
قسم به علقمه بابا به تیر و نیزه و شمشیر
دو چشم ماه ز قوم بنی کلاب گرفتند
پدر به دیده ی تارم خودم نظاره نمودم
ز خون حنجر پاکت کمی حباب گرفتند
به عشق عرض ارادت به سم مرکب دشمن
برای نصب به دیوار خانه قاب گرفتند
دیدگاه ها (۱)

غم خادمانه گوش به فرمان زینب استانگشت بر دهان شده حیران زینب...

◼ ◼ ◼ ◼ ◼ ◼ ◼تسلیت به مناسبت شهادت بی بی رقیه خاتون سلام الل...

ﺑﺪﻥ ﺑﯽ ﺳﺮ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡﺳﺮ ﺍﺻﻐﺮ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﻧﯿﺰﻩ ﺯﺩﻧﺪ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ...

قلبش شکسته بود و نگاهش به راه بودپژمرده از ندیدن خورشید وماه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط