دلتنگی اگر خانه داشت

دلتنگی اگر خانه داشت

من صاحب‌خانه‌اش بودم

می‌روی و نمی‌دانی

خاطراتت با من چه می‌کند
دیدگاه ها (۱)

بعضی واژه هاعجیب شیرین اندمثلِ "دوستت دارم" از زبانِ تو...

شب ها قصه ای می شویکه خاطراتتاز کتاب دلتنگیبرایم تعریف می کن...

من مردی هستم جدی کمی اخمو حساس و کمی لجبازو تو دختری هستی که...

سخن ایـن استکـه مـا بی تـو نخواهیم حـیات...

- لبخند می‌زنم و تو حتی نمی‌دانی که در پسِاین لبخند‌هایِ همی...

آدم بعضی‌ها را فراموش نمی‌کند؛ فقط یاد می‌گیرد با دلتنگی‌شان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط