از آن لحظه که سمت

از آن لحظه که سمت
رفتن
دویدی کسی بین ما جز
غمی ناگهان
نیست
به
چشمان من
خیره شو ، سر نگردان
من آیینه ام
من توام ، حضرت درد
تو آمین من بودی ای عشق واحد
تو قلب منی قبله ی تحت پیگرد‌ ...
دیدگاه ها (۳۱)

این تهوع که مرا هست تورا خواهد کشتآنچه من خورده ام از حد خود...

ناگهان شدکه زمین نبض جنونش زد و بعد ،خونم از حلق به جوش آمد ...

قبل هر چیز بگویم ؛که من آنم که شبی ،تا لب پنجره رفت و به اتا...

ولی من هیچوقت دلم نخواسته عشق اولیه آدم باشم ، همیشه دوست دا...

AR-Lp 36

قسمت ۱: بازگشت به کوچه‌هایخاکستریصدای تند و تیز قطار زیرزمین...

ادامه فصل دوماو به سمت ا. ت آمد و او را از زمین بلند کرد. دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط