بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
پس از ارتحال، به ایشان اعتراض شد که چرا در سقیفه حضور نیافتند و چرا با خلیفۀ اول بیعت نمینمایند،و ایشان با حضور در مسجد مدینه، خطبهای ایراد نمودند و فرمودند: آیا باید پیکر رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) را برروی زمین رها میکردم و قبل از کفن و دفن آن حضرت، درباره خلافت و جانشینی وی نزاع میکردم؟! مسأله خلافت چنان روشن بود که گمان نمی کردم کسی درصدد دستیابی به آن باشد و در این موضوع با اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) درگیر شود!
مگر رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) در روز غدیر خم حجت را بر مردم تمام نکرد؟ و مگر جای عذری برای کسی باقی مانده بود؟! (الاحتجاج، طبرسی، ج 1، ص 184)
پس از اتمام سقیفه و نیز اتمام تدفین پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، ابوبکر به عنوان اولین خلیفه، نزد ایشان رفت تا دلجویی کند! در این گفتگو، امام پیوسته از فضایل و امتیازات خود برای ولایت، امامت و خلافت میگفتند و او تصدیق می کرد، تا این که فرمودند: تو را به خدا سوگند، آیا با استناد به حدیث رسول خدا(ص) در روز غدیر، من مولای تو و هر مسلمانی هستم یا تو؟ خلیفه اول جواب داد: شما هستید.
ابوبکر در این مناظره، منقلب نیز شد و گریست و از حضرت مهلت خواست تا درباره گفتارش بیشتر بیندیشد! (خصال، شیخ صدوق، ج 2، ص 551 ـ 594؛ الاحتجاج، طبرسی، ج 1،ص 307؛ تاریخ طبری، طبری، ج 2، ص 236)
پس از مرگ خلیفۀ دوم، در بهبهۀ انتخاب خلیفۀ سوم، که به ایشان نیز پشنهاد شده بود، اما مشروط به این که پس از قرآن مجید، پیرو سنّت شیخین باشد؛ ایشان با اعضای شورا گفتگو نمود و به بیش از 190 امتیاز خود را بر شمرد و فرمود: شما را به خدا سوگند میدهم، آیا در بین خود جز من کسی را می شناسید که رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) در پی اجرای دستور خداوند متعال او را در روز غدیر خم برگزیده و دربارهاش گفته باشد: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ - هر که من مولای او هستم، علی مولای او است.؟ همگی جواب دادند جز تو کسی را سراغ نداریم. (تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج 3، ص 113- مناقب، خوارزمی، ص 313)(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
پس از ارتحال، به ایشان اعتراض شد که چرا در سقیفه حضور نیافتند و چرا با خلیفۀ اول بیعت نمینمایند،و ایشان با حضور در مسجد مدینه، خطبهای ایراد نمودند و فرمودند: آیا باید پیکر رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) را برروی زمین رها میکردم و قبل از کفن و دفن آن حضرت، درباره خلافت و جانشینی وی نزاع میکردم؟! مسأله خلافت چنان روشن بود که گمان نمی کردم کسی درصدد دستیابی به آن باشد و در این موضوع با اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) درگیر شود!
مگر رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) در روز غدیر خم حجت را بر مردم تمام نکرد؟ و مگر جای عذری برای کسی باقی مانده بود؟! (الاحتجاج، طبرسی، ج 1، ص 184)
پس از اتمام سقیفه و نیز اتمام تدفین پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، ابوبکر به عنوان اولین خلیفه، نزد ایشان رفت تا دلجویی کند! در این گفتگو، امام پیوسته از فضایل و امتیازات خود برای ولایت، امامت و خلافت میگفتند و او تصدیق می کرد، تا این که فرمودند: تو را به خدا سوگند، آیا با استناد به حدیث رسول خدا(ص) در روز غدیر، من مولای تو و هر مسلمانی هستم یا تو؟ خلیفه اول جواب داد: شما هستید.
ابوبکر در این مناظره، منقلب نیز شد و گریست و از حضرت مهلت خواست تا درباره گفتارش بیشتر بیندیشد! (خصال، شیخ صدوق، ج 2، ص 551 ـ 594؛ الاحتجاج، طبرسی، ج 1،ص 307؛ تاریخ طبری، طبری، ج 2، ص 236)
پس از مرگ خلیفۀ دوم، در بهبهۀ انتخاب خلیفۀ سوم، که به ایشان نیز پشنهاد شده بود، اما مشروط به این که پس از قرآن مجید، پیرو سنّت شیخین باشد؛ ایشان با اعضای شورا گفتگو نمود و به بیش از 190 امتیاز خود را بر شمرد و فرمود: شما را به خدا سوگند میدهم، آیا در بین خود جز من کسی را می شناسید که رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) در پی اجرای دستور خداوند متعال او را در روز غدیر خم برگزیده و دربارهاش گفته باشد: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ - هر که من مولای او هستم، علی مولای او است.؟ همگی جواب دادند جز تو کسی را سراغ نداریم. (تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج 3، ص 113- مناقب، خوارزمی، ص 313)(ادامه دارد...)
- ۵۱۲
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط