part

[☆part¹⁵☆]
-درمورد چی؟
+رفتیم میفهمی.
-مرموز.(زیر لب)
گردنش رو بوسیدم،حس کردم لرزید.وقتی کارش تموم شد بغلش کردم و بردمش تو اتاق
-میتونم راه برم
+میدونم.اینطوری مطمئن تره.
خوابوندمش روی تخت و روش اومدم،دستاش رو تو دستام بالای سرش قفل کردم و دوباره بوسیدمش.دوتا دستاش رو با یه دستم بالاسرش نگه داستم و با دست دیگه ام دکمه هاش رو باز کردم،صورتم رو توی گردنش فرو بردم،دوباره گاز گرفتم و بوسیدم،ترقوه اش رو گاز گرفتم.
ویوی بلا:
داغی بدنش رو روی بدنم حس میکردم،احساس عجیبی داشتم ترکیبی از لذت و خجالت درونم میجوشید،پیراهنم رو از شونه هام انداخت اونور،دستام رو گذاشتم رو شونه هاش،دستاشو دور کمرم حلقه کرد،دستام رو به دکمه های پیراهنش بردم و بازش کردم،از شونه هاش انداختمش پایین،به بدن عضلانیش نگاه کردم،سیکس پکش،پوست سفیدش و بازو هاش،انگشتم رو از ترقوه اش سر دادم پایین سمت سینه و شکمش،عضلاتش زیر دستم منقبض میشد.
+میبینم خرگوش کوچولو خجالتش ریخته.
-همم،مشخص نیست چرا؟
دستش سمت بند س☝🏻تینم رفت و اروم بازش کرد،☝🏻ینه هام رو محکم فشار داد و پتو رو روی سرمون انداخت و...
صبح:
صبح با درد وحشتناکی توی کمرم بیدار شدم،واقعا وحشی بود،دستاش محکم دورم از پشت حلقه بود و هنوز بیرون نیومده بود.صورتش توی گردنم فرو بود.اروم چشماش رو باز کرد
+صبح بخیر.
-صبح بخیر.اما بیزحمت بکش بیرون.
+چی؟اها.
خندید و بلند شد،پتو رو دور کمرش بست و رفت سمت حمام.پتو رو کشیدم رو خودم و یکمی دراز کشیدم و ریلکس کردم،از حموم اومد بیرون،فقط یه حوله دور کمرش بود و بدنش خیس بود و موهاش به پیشونیش چسبیده بود،نمیتونم دروغ بگم،واقعا جذاب ترین حالتش بود‌...
-------------------------------
این نویسنده حالا حالاها قراره اذیتتون کنه😂
دیدگاه ها (۰)

[☆part¹⁶☆]+درد داری؟-اره.خیلی وحشی هستی.+تقصیر من نیست تو ان...

[☆part¹⁷☆]با کفشای مردونه دم در روبه‌رو شدم،مشکوک بود،دوتا ل...

[☆part¹⁴☆]اروم لب هام رو از روی لب هاش برداشتم و صورتم رو بر...

[☆part¹³☆]ویوی الکساندر:بارون کل لباساش رو خیس کرد،پیراهنش ن...

[☆part¹⁹☆]ویوی الکساندر:چند دقیقه ای همینجوری نشستیم که خدمت...

تومال منی پارت۲۰ویو مریبعد یکم پذیرائی جشن تموم شد همه رفتن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط