Part5

کوک : گود گرل باش و دنبالم بیا

ا،ت: نه من نمی‌خوام با تا بیام

کوک : ام پس اینجا بمون تا اونها بکشنت،

ا،ت: گوه، خوردم میام

کوک ا،ت و برآید استایل بغل می‌کنه و به سمت ماشین می‌بره

ا،ت: منو بزار زمین نمیخوام خودم پا دارم میتونم برم

کوک : نه بیبی

ا،ت: به من نگو بیبی

کوک : حقیقت همینه تو بیبی من هستی کوچولو

ا،ت: نمیخوام

کوک ا،ت و تو ماشین می‌زاره و خودش ماشین و روشن می‌کنه و به سمت عمارتش می‌ره

کوک : خب خودتو معرفی نکردی

ا،ت: من ا،تم 19 سالمه. پدرو مادرم و از دست دادم( با بغض)

کوک : ببخشید نمی‌خواستم ناراحتت کنم شرمنده

ا،ت: نه اشکال نداره

کوک : همه اطلاعاتشو میدونستم اما دلم میخواست برام حرف بزنه نمی‌دونم چرا صداش یه جذابیت و آرامشی داشت( تو ذهنش)
دیدگاه ها (۴)

Part 6

Part 7

Part 4

Part 3

mafia lave. پارت هشت

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط