خواهشا بعد خوندنه این متن یه کم فکر کنید.

خواهشا بعد خوندنه این متن یه کم فکر کنید.
مادر مثل مداد میمونه هر لحظه تراشیده شدن و تموم شدنش رو میبینی... اما پدر مثل خودکاره. شکل ظاهریش تغییر نمیکنه فقط یکدفعه میبینی دیگه نمی نویسه...
تا هستند قدرشونو بدونیم...
دیدگاه ها (۶)

!!!!

مادر توفرشته روزمینی!!!

....

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

part 4

part 7

🖤 قسمت دوم آخرین حرف‌های یک پدربیماری پدر فاطمه روزب...

Forced MarriagePart 59 (Last part)چند روز گذشته بوداما این ب...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۰: گفتگوی آخر شبخونه سوآ کم‌کم داشت ساکت ...

رمان آیچی پارت 6می دونن هنوز کسی پارت پنج رو نخونده برای همی...

برادر ناتنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط