Part ²⁴

Part ²⁴
کوک ویو
از چشمم دور نموند
یعنی چی گفت که ات حالش انقدر بد شد
آروم آروم نزدیکش شدم
اشک از گونه‌ش پایین میومد
با انگشت شست اشکشو پاک می‌کردم، موهای خیسش را پشت گوشش بردمو آرام پیشونیشون بوسیدم
دوتا دستاشو داخل دستام گرفتم
از استرس میلرزید
بوسه آرومی رو دوتا دستاش گذاشتم
سرش پایین بود و آروم آروم اشک می‌ریخت
یکدفعه پرید بغلم
سرشو داخل گردنم فرو برده بود و بلند بلند گریه میکرد

ات: جونگکوک تروخدا بگو ولم کنه من خسته شدم ( گریه دردناک داخل گردن جونگکوک)

دستمو روی کمرش نوازش بار می‌کشیدم

کوک: هیسس باچه گریه نکن کوشو.....

حرفشو قطع کرد و ادامه نداد
بخواطر همین گریه های ات به زوجه تبدیل شد

ات:دیگه نمیگی کوشولو دیگه کوشولوت نیستم (گریه های دردناک داخل گردن جونگکوک)

کوک:هیسسس آروم باچ

ات: خسته شدم ولم کنید دیگه (گریه های دردناک داخل گردن جونگکوک)

کوک:باچه فقط گریه نکن

ات: بسمه من خسته شدم(زجه زدن)



هرکس گریه هاشو می‌شنید دلش به درد میومد
چه برسه من
وقتی موقع گریه اونجوری با درد حرف میزد
قلبم به درد میومد
دلم میخواست دنیارو به پاش بریزم
که فقط اینجوری با درد حرف نزنه
اون حرف زدناش موقع گریه دردناک ترین چیزی بود که تو عمرم دیده بودم
آیا هنوزم برا گفتن کوشولو مقاومت میکنم؟

کوک: باچه میگم میگم هیسس بهت میگم کوشولو فقط گریه نکن‌
دیدگاه ها (۲۲)

آخه بچه ها شرطا نرسیده من چطوری پارت بزارم کامنتا ایموجیه و ...

Part²³کوک اومد بغلم کرد و موهامو ناز کرد(عکس بغلو میزارم)کوک...

Part ¹⁶کوک : گور خودتو کندی گرل........ات : تروخدا ولم کن (د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط