پارت

پارت ۱۴


یه دایی هم دارم به اسم فرهود که دوتا پسر و یه دختر داره به اسم های پیمان و پرشود و پرشان ..
پرشود از همه بزرگتر و ۳۲ سالشه و متاهل و یه بچه ی دهتر یه اسم نیلا داره و اژ اون کوچیکتر پرشان هست که ۲۸ سالشه و تو شرکت معماری کار میکنه و مجرده
و در آخر بچه کوچیکه که پیمانه و ۱۷ سالشه و تازه درسشو تموم کرده

کلا خانواده خیلی کم جمعیتی هستیم.
توی خونواده منو پرشان از همه خوشگلتریم خخخ(اعتماد به نفسو دارین) من یه دختر با موهای طلایی و چشمای طوسی و پرشان یه دختر با موهای کاملا مشکی و چشمای نافذ مشکی که فوق العاده جذابه
خب حالا برم بکپم که فردا با این استاد جدیده کلاس داریم باید زود کلاس باشم که مثلا بچه مرتبه یه نظر بیام😅
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۵صبح ساعت هفت پاشدم و زودی لباس پوشیدم توضیحم نمیدم چی...

پارت ۱۶استاد:بله واقعاا من استادم خانوم برو بشین جاتنفس :چشم...

پارت۱۳شیدا:کادوی مامانیمو دادم و کلی هم بوس ازش تحویل گرفتم ...

پارت۱۲گذشت و گذشت و گذشت سالها بود به ایران برگشته بودیممن ش...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁹جین :....با پدر...

⚰️معرفی فیک⚰️نام فیک: زمان مرگ🪦🕰شخصیت های اصلی: لیا و جونگ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط