گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیره

گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیره
ولی از اون بدتر
اینه که عصرِ جمعه خونه باشی
و بارون بزنه
گفتم: آره
اینجوری که آدمو خفه میکنه
گفت: میدونی؟
خیلیا توو جمعه شاعر شدن
تو حالا چیزی توو جمعه ها نوشتی؟
گفتم: من جمعه ها
رو شیشه ی بخار گرفته ی پنجره
با انگشت مینویسم :
"لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد"
دیدگاه ها (۱)

غم نویس نیـــــستم فقط گاهـــــیآب و هــــــــــوای دلمو مین...

جمعه مرد با احساسی ست که دلش معشوقه ای زیبا می خواهد ،که دست...

"جمعه" ها را باید از تقویم بیرون کشیدپخش کرد بین روزهای هفته...

وقتی غرورت میشکنه، انگار یه گالن لیدوکایین ریختن روت...!بی ح...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 24~فردا~تهیونگ کت شلوارش رو پوشید و ع...

#پشیمانی پارت 1عادت کرده بودم به هر حال 6 سال بود که خدمتکار...

دختر من ۲۸ ( پارت آخر )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط