پنجره را باز گذاشتم نه برای آمدنِ کسی؛

پنجره را باز گذاشتم نه برای آمدنِ کسی؛
برای آن‌که هوای اتاق بوی گذشته نگیرد.
دیدگاه ها (۰)

مینویسم برای جهانی بدون بودنشمینویسم برای فردای نبودشحیاط را...

ردی از نگاهت، مانده بر پنجره‌ها  بوی تو پیچیده در هوای کوچه‌...

اگر روزی از رفتن من گذشته بود با آمدن نسیم و لمس کردن چهره و...

بهتر آن استکه غفلت نکنیم از آغاز...باز کن پنجره را ، صبح دمی...

عاشقانه های شبنم

بهتر آن استکه غفلت نکنیم از آغاز...باز کن پنجره را ، صبح دمی...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۲: صندلی کنار پنج...

حرفه ای ها چگونه با رایانه ‌کار می کنند؟ شما هم یاد بگیرید:آ...

بچه ها اینو گذاشتم تا بگم عشق که وارد خونه بشه،انگار درِ رزق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط