شبخاص
"شبخاص"
'پارت هیفدم'
P¹⁷
فلیکس که تازه به خودش اومده بود گوشیش رو گذاشت رو میز و با اعتراض بلند گفت:هیییی من کی رفتم قاطی مرغا خودم خبر ندارم؟!
جونگین که کنارش نشسته بود با آرنجش همراه با یه لبخندی شیطانی ابرو انداخت بالا و زد به هیونگش و جواب داد: هیونگ ما رو خر فرض نکن،سونگمین هیونگ حتما یه چیزی ازت دیده مگه نه؟
جونگین سرشو گرفت بالا و به سونگمین نگاه کرد،همراهش فلیکس هم همین کار رو کرد درحالی که میگفت: سونگمین هیونگت از من چی دیده که خودم ندیدم؟!
سونگمین هم با خنده بلند بلند رو به چان گفت:دیگه این پیر مرد هم دید که وقتی یه پیام برات اومد چطور ابروهات پرید بالا!
چانگبین ادامه داد:همچین چشماش برق زد که انگار نه انگار از وقتی اومدیم خونه کِز کرده بود تو اتاقش!
جیسونگ یهویی با هیجانی که نشون میداد انگار تازه چیزیو فهمیده باشه زد رو میز و بلند گفت:پس سر همین بوده! حتما چون تصادف کرده بودی دختره باهات قهر کرده بوده،تو هم برای همین ناراحت بودی!
:باباااااا پسرا بسه عهههه بزارید خودم توضیح بدم!
چان با شیطنت آرنجشو زد به پهلو چانگبین و درحالی که پسرا بالاخره داشتن ساکت میشدم زیر لب گفت:بالاخره خودش میخواد تعریف کنه!
چانگبین هم با خنده سر تکون داد و منتظر توضیح فلیکس موند تا جایی که فلیکس بالاخره گفت:خب راستش اصلا دوست دختری در کار نیست! فقط...اه فقط همون دختره بود که باهاش تصادف کردم!
-هــــه؟!
همه با هم گفتند،با همین به جمله فِس همه خوابید ولی بجاش تعجب توی چهرههاشون نشست.
جیسونگ زودتر از همه با شوق گفت:پس دوست دخترت همه دخترهاسـ,؟!
که قبل از اینکه جملهاش کامل بشه لینو زودتر جواب داد: جیسونگا همین الان گفت دوست دختری در کار نیست،یعنی با اون دختره هم نیست هنوز سینگله!
جیسونگ انگار که به ذوقش برخورده باشه نفسشو از بین لباش داد بیرون و با حالت کیوتی تکیه داد به صندلی.
فلیکس هم ادامه داد:چون بخاطر هیتهایی که از طرف بعضی از استیها گرفته بود عذاب وجدان داشتم بهش پیام دادم همین،اونم جواب داد.
لینو هیونجین اون وسط یهو زد رو میز و با صدای بلند گفت:میدونستم فلیکس بهم خیانت نمیکنه!
همه زدن زیر خنده ولی بلافاصله بعدش،لینو با لحنی مثلاً بیخیال شونه بالا انداخت ولی با شیطنت زیر پوستیای گفت:بهرحال همه دیدیم وقتی پیام دختره رو خوند چه چشماش برق زد.
فلیکس حالا با نفس عمیقی که کشید تک خندهای کرد.
اون شب با شوخیها و خنده های پسرا گذشت،اما دل فلیکس هنوزم یهجا گیر بود. گیر اون پیامی که برای ا.ت فرستاد،گیر جوابی که ا.ت بهش داد،گیر قلبی که وقتی میدید ا.ت جوابشو با خوشرویی داده محکمتر ضرب میزد!
شایدم در کل الان قلبش گیر اون دختر بود؟!
دست خودش نبود،دوست داشت بیشتر با اون دختر وقت بگذرونه. مثلاً مثل لیسا* هروقت ا.ت رو میبینه جفتشون با خنده با هم وقت بگذرانند.
کم کم واقعا داشت جذب آشنایی بیشتر با دختر میشد!
_Soki.
*:منظورم از مثل لیسا رابطه دوستانه فلیکس و لیسا هست،احتمالا همتون دید این دوتا هروقت همدیگه رو جایی میبینند چقدر راحت و صمیمانه با همدیگه صحبت میکنند و میخندند.
-شاید یکم مسخره شده باشه اما دارم سعی میکنم یکم روند داستان رو براتون جالبتر بکنم،همچنین شرمنده اگه کوتاه نوشتم.🫠🤍
شرایط این پارت:
-۴۶تا لایک.
-۴۴تا کامنت.
فرشتهها درمورد کامنت ها دوست دارم زیاد باشه،اما نصف بیشتر کامنتها فقط جواب خودم به کامنت هاتون هست پس ممنون میشم یکم کامنتها رو بیشتر کنید و وقتی میخونید بیاهمیت نسبت به نظر دادن از کنارش رد نشید:)😭🫂
#فلیکس #سناریو #چندپارتی #استریکیدز #فیک #کیپاپ
'پارت هیفدم'
P¹⁷
فلیکس که تازه به خودش اومده بود گوشیش رو گذاشت رو میز و با اعتراض بلند گفت:هیییی من کی رفتم قاطی مرغا خودم خبر ندارم؟!
جونگین که کنارش نشسته بود با آرنجش همراه با یه لبخندی شیطانی ابرو انداخت بالا و زد به هیونگش و جواب داد: هیونگ ما رو خر فرض نکن،سونگمین هیونگ حتما یه چیزی ازت دیده مگه نه؟
جونگین سرشو گرفت بالا و به سونگمین نگاه کرد،همراهش فلیکس هم همین کار رو کرد درحالی که میگفت: سونگمین هیونگت از من چی دیده که خودم ندیدم؟!
سونگمین هم با خنده بلند بلند رو به چان گفت:دیگه این پیر مرد هم دید که وقتی یه پیام برات اومد چطور ابروهات پرید بالا!
چانگبین ادامه داد:همچین چشماش برق زد که انگار نه انگار از وقتی اومدیم خونه کِز کرده بود تو اتاقش!
جیسونگ یهویی با هیجانی که نشون میداد انگار تازه چیزیو فهمیده باشه زد رو میز و بلند گفت:پس سر همین بوده! حتما چون تصادف کرده بودی دختره باهات قهر کرده بوده،تو هم برای همین ناراحت بودی!
:باباااااا پسرا بسه عهههه بزارید خودم توضیح بدم!
چان با شیطنت آرنجشو زد به پهلو چانگبین و درحالی که پسرا بالاخره داشتن ساکت میشدم زیر لب گفت:بالاخره خودش میخواد تعریف کنه!
چانگبین هم با خنده سر تکون داد و منتظر توضیح فلیکس موند تا جایی که فلیکس بالاخره گفت:خب راستش اصلا دوست دختری در کار نیست! فقط...اه فقط همون دختره بود که باهاش تصادف کردم!
-هــــه؟!
همه با هم گفتند،با همین به جمله فِس همه خوابید ولی بجاش تعجب توی چهرههاشون نشست.
جیسونگ زودتر از همه با شوق گفت:پس دوست دخترت همه دخترهاسـ,؟!
که قبل از اینکه جملهاش کامل بشه لینو زودتر جواب داد: جیسونگا همین الان گفت دوست دختری در کار نیست،یعنی با اون دختره هم نیست هنوز سینگله!
جیسونگ انگار که به ذوقش برخورده باشه نفسشو از بین لباش داد بیرون و با حالت کیوتی تکیه داد به صندلی.
فلیکس هم ادامه داد:چون بخاطر هیتهایی که از طرف بعضی از استیها گرفته بود عذاب وجدان داشتم بهش پیام دادم همین،اونم جواب داد.
لینو هیونجین اون وسط یهو زد رو میز و با صدای بلند گفت:میدونستم فلیکس بهم خیانت نمیکنه!
همه زدن زیر خنده ولی بلافاصله بعدش،لینو با لحنی مثلاً بیخیال شونه بالا انداخت ولی با شیطنت زیر پوستیای گفت:بهرحال همه دیدیم وقتی پیام دختره رو خوند چه چشماش برق زد.
فلیکس حالا با نفس عمیقی که کشید تک خندهای کرد.
اون شب با شوخیها و خنده های پسرا گذشت،اما دل فلیکس هنوزم یهجا گیر بود. گیر اون پیامی که برای ا.ت فرستاد،گیر جوابی که ا.ت بهش داد،گیر قلبی که وقتی میدید ا.ت جوابشو با خوشرویی داده محکمتر ضرب میزد!
شایدم در کل الان قلبش گیر اون دختر بود؟!
دست خودش نبود،دوست داشت بیشتر با اون دختر وقت بگذرونه. مثلاً مثل لیسا* هروقت ا.ت رو میبینه جفتشون با خنده با هم وقت بگذرانند.
کم کم واقعا داشت جذب آشنایی بیشتر با دختر میشد!
_Soki.
*:منظورم از مثل لیسا رابطه دوستانه فلیکس و لیسا هست،احتمالا همتون دید این دوتا هروقت همدیگه رو جایی میبینند چقدر راحت و صمیمانه با همدیگه صحبت میکنند و میخندند.
-شاید یکم مسخره شده باشه اما دارم سعی میکنم یکم روند داستان رو براتون جالبتر بکنم،همچنین شرمنده اگه کوتاه نوشتم.🫠🤍
شرایط این پارت:
-۴۶تا لایک.
-۴۴تا کامنت.
فرشتهها درمورد کامنت ها دوست دارم زیاد باشه،اما نصف بیشتر کامنتها فقط جواب خودم به کامنت هاتون هست پس ممنون میشم یکم کامنتها رو بیشتر کنید و وقتی میخونید بیاهمیت نسبت به نظر دادن از کنارش رد نشید:)😭🫂
#فلیکس #سناریو #چندپارتی #استریکیدز #فیک #کیپاپ
- ۲.۳k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط