دامش ندیدم ناگهان

دامش ندیدم ناگهان


در وی گرفتار آمدم!!
دیدگاه ها (۱)

صبح میتواند خلاصه ای باشد از خنده هایت #تُ بخند !جهان بهانه ...

عطرِ تو دارَد این هَــواسَر بِه هَواتَرینمَنَـــم

کاش بجای روز#تُ برایم تکرار می شدی....

کمی ،فقط اندکیمرا دوست داشته باش ...من با کمترینِ تو ،به جنگ...

هرکی را دیدم در این عالم گرفتار غم استیک دل بی غم ندیدمکینه ...

غرش متکی در بین المجالس با کیف دانش اموز مدرسه شهید مینابی

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط