به ســـــــــــــــــــــلامتی دختری که

به ســـــــــــــــــــــلامتی دختری که

برای اینکه کسی صدای هق هقشو نشنوه

سرشو فرو کرد تو بالشت

و فریاد زد و فقط بالشت فهمید دردش چیه...

به ســـــــــــــــــــــلامتی دختری که

بالشتش همیشه از گریه هاش خیس خیس بود...

به ســـــــــــــــــــــلامتی دختری که

مرگ خودشو از خدا خواست


نه اونایی که باعث گریه هاش بودن...

به ســـــــــــــــــــــلامتی دختری که

از درون داشت نابود میشد

ولی هنوزم لبخند رو لباش بود...

به ســـــــــــــــــــــلامتی دختری که

فقط با یه نفر میتونست درد و دل کنه

فقط فقط خدا..

به ســـــــــــــــــــــلامتی دختری که


با وجود تمام غصه هاش

هیچوقت انسانیت خودشو از بین نبرد...

"
دیدگاه ها (۶)

ﮔﺎﻫﯽ ..ﺩﻟﺖ " ﺑﻪ ﺭﺍﻩ " ﻧﯿﺴﺖﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﺑﻪ " ﺁﻥ ﺭﺍﻩ " ﻭ ﻣﯿﺮﻭ...

نمیدانم چشمان سیاهت با من چه میکند !فقط وقتی که نگاهم میکنی ...

مـا خـــاطـِره ها را می ســــازیـم... خـــاطـِره ها مـا را و...

. یه ســــــری دخترا هســــــتن مهم نیست چند سالشونهاز ی...

سناریو جونگکوک

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

نانسی بی اختیار از این رفتار میا عصبانی میشه و قدماشو محکم ب...

ابلیس

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

چندشش میشد. از خیسی بین پاهاش متنفر بود. نمی‌دونست ماده ی زن...

آره ولی شرکتشون ورشکسته شد و یوشیرو هم دیگه بعدش نرفت سرکار....

چشم های زن و شوهر از تعجب گرد شد. این تصمیم میتونست زندگیشون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط