درحضور خارهاهم ميشود يك ياس بود،
درحضور خارهاهم ميشود يك ياس بود،
درهياهوى مترسكها پر از احساس بود،
ميشود حتي براي ديدن پروانه ها،
شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود،
دست در دست پرنده، بال در بال نسيم،
ساقه هاي هرز اين انديشه ها را داس بود،
كاش ميشد حرفي از ”اي كاش“ها هرگز نبود
هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود...
درهياهوى مترسكها پر از احساس بود،
ميشود حتي براي ديدن پروانه ها،
شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود،
دست در دست پرنده، بال در بال نسيم،
ساقه هاي هرز اين انديشه ها را داس بود،
كاش ميشد حرفي از ”اي كاش“ها هرگز نبود
هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود...
- ۳۴۰
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط