سرد بود و بی حواس

سرد بود و بی حواس
بعدها فهمیدم
بوقِ اِشغال می‌زند
دوست داشتن‌اش ...
دیدگاه ها (۱)

زنده باد

زنده باد

آمدی…بی‌صدا،مثل رد پای باران روی خاکِ خشکِ دلم.نه گفتی، نه ن...

آشغال می‌ره و میاد

🎺 با بادکنک و لوله پلیکا بوق ساختیم! 😱فکر می‌کنید با یک بادک...

این روزها دلم...! یک کنج ساده و صمیمی می خواهد! یک ایوان... ...

وقتی اون چیزی که نباید می‌فهمیدم رو فهمیدم:

عاشقانه های شبنم

یار من آهنگر است زخم زبان می زندگاه به آب گاه به آتیش گاه به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط