کاش میشد یک ‌ شب و دور از خیالی

کاش میشد یک ‌ شب و دور از خیالی
چشم نرگس بود و من در آن حوالی
دست بر موی پریشان می کشیدم
دور میشد از من این پژمرده حالی
دیدگاه ها (۷)

دلتنگ_روزگارم این روزگار بارانیک عاشقانه امشب بر من ببار بار...

درخیابان های قلبم رد پایی از تو ماندرفتی اما خاطرات خوش نوای...

همین که،، کلبه ای باشد گرم و آرام،،صدایت حرف بزند با من!خنده...

چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانیبه چشمم خیره میگردی و...

و من ای‌کاش می‌توانستماین دلِ خسته و غمگین را، دور از چشمِ ه...

چشمه‌ای در حوالی دل ماستگریه‌ی ما زلالی دل ماست می‌شناسیمش ا...

شهدا خون خدا هستند#شهدا #شهدا اینک که شهر شعله ور بی خیالی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط