❤

❤
خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید
و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید
❤
رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست
چه سر وقت مرا هم به سر وعده کشید
❤
به کف و ماسه که نایاب ترین مرجان ها
تپش تبزده نبض مرا می فهمید
❤
آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد
مثل خورشید که خود را به دل من بخشید
❤
ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم
هیچکس مثل تو و من به تفاهم نرسید
❤
خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد
ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید
❤
من که حتی پی پژواک خودم می گردم
آخرین زمزمه ام را همه شهر شنید
❤
#محمد_علی_بهمنی
#آرام_دل را به خاطر بسپارید ❤
#شعر #شعر_فارسی #ترانه #غزل #تک_بیت #شعر_عاشقانه #عاشقانه #ناب #رباعی #شعر_نو #اشعار #مذهبی #اشعار_عاشقانه #قصیده #دوبیتی #معاصر #عشق #غزل_فارسی #فارسی #پارسی #ادبیات_فارسی
دیدگاه ها (۲)

❤ #آرام_دلخواب دیدم نیستی، تعبیر آمد میرسی هر چه من دیوانه ب...

❤برای خرید پیج به دایرکت رجوع کنین❤#فاضل_نظری#آرام_دل را به ...

❤❤شدم شبیه اناری نچیده روی درخت به دست شاخه ی خشکی اسیر و پو...

❤ #آرام_دلچندین غزل به شوق برایش سرودم وناگاه دل سپرد به شعر...

❤ دوستاتونو تگ کنین ❤ای که نزدیک تری از من دلتنگ به من بین م...

❤تگ کنین دیگه دوستاتونو، شعر میزاریم به این باحالی✌ ❤برگ زرد...

❤ دوستاتونو تگ کنین ❤شک ندارم مادرم فهمیده من میخواهمتسجده ه...

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید و چه بی ذوق جهانی که ...

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید و چه بی ذوق جهانی که ...

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید و چه بی ذوق جهانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط