دیشب یه پشه نیشم زد ....

دیشب یه پشه نیشم زد ....
.


.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
. افتادم دنبالش گوشه اتاق خفتش کردم تا اومدم بکشمش بهم گفت: بابایی!!!
دیدم راست میگه؛خون من تورگهاش بود. بغلش کردم تاصبح دونفری گریه کردیم
دیدگاه ها (۴)

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

رمان تو خود منی

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

یه سناریو می‌خوام در مورد این که وقتی زنشونیم خب بعد یه دختر...

ویو کوک ساعت 12 نصفه شب بود هنوز نیومده بود خونه گفته بود می...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط