غرق در اشک هایش

غرق در اشک هایش
صداهایی که او را به سوی مرز جنون هل می دهد و افکاری مسمومی که نفسش را خفه می کند
گم شده میان توهم و واقعیت و معلق بین خواب و بیداری.
چقدر تلخ است احوالش
نمی داند افسوس خاطرات رنگ رفته اش را بخورد یا قبطه آرزو های مرده.
یاد گذشته را زنده نگه دارد یا امید آینده ؟
شعله خشمش و یخ های قلبش
چه جدالیست بین احساس و منطق
و صلح چقدر بعید می نماید...
دیدگاه ها (۵۰۴)

me + you = ♡me - you = :(💜😊(=

تورادر روزگاری دوست دارم،که عشق را نمی‌ شناسند ... 💜

#P𝗔R𝗧 : 102#CHAPTER : 2〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰ...

سناریو اوبیتو و کاکاشی

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 19✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط