ﺧﻮﺷﺎ ﻣٖﺮﻏﻲ
ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﻨﺞ ﻗﻔﺲ ﺑﺎ ﻳﺎﺩ ﺻﻴّﺎﺩﺵ


ﭼﻨﺎﻥ ﺧﺮﺳﻨﺪ ﺑـﻨـﺸـﻴـﻨـﺪ
ﻛـﻪ ﭘـﻨـﺪﺍﺭﻧﺪ ﺁﺯﺍﺩﺵ
دیدگاه ها (۹)

دارم بار و بندیلم را می بندم...که بروم...ازین شهر بی عشق...ا...

رنگ چشمش را چه میپرسی ز منرنگ چشمش کی مرا پا بند کرد آتشی کز...

زن زیباست... و زیباتر از او جای پای اوست ...

‍ محبوب من!اگر در زندگی‌ِ من نبودیبانویی چون تو را خلق می‌کر...

#سخن_خدا يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ ...

#سخن_خدا «١٥» ﺛُﻢَّ ﻳَﻄْﻤَﻊُ ﺃَﻥْ ﺃَﺯِﻳﺪَ «١٦» ﻛَﻠَّﺎ ﺇِﻧَّ...

#سخن_خدا ﻭَﺃَﻋِﺪُّﻭﺍْ ﻟَﻬُﻢ ﻣَّﺎ ﺍﺳْﺘَﻄَﻌْﺘُﻢ ﻣِّﻦ ﻗُﻮَّﺓٍ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط