خواستم از تو بگویم هنرم کافی نیست

خواستم از تو بگویم هنرم کافی نیست

قطره ای آب به دریا ببرم کافی نیست 

فکر اینم که غم عشق تو را وصف کنم

به خدا - خوبترین دردسرم - کافی نیست 

دلنشین است عذابی که به دل دارم و باز

داغ عشق تو به روی جگرم کافی نیست 

راه برگشت به یک ثانیه دوری تو را

پل به پل می شکنم پشت سرم کافی نیست 

اینکه با زور دو تا قرص بخوابم هر شب

بعد از خواب به یادت بپرم کافی نیست 

...

پای عشق تو به والله درآمد پدرم

تازه فهمیده ام اما پدرم کافی نیست



نظر بدهید
دیدگاه ها (۳)

خـــــــدایــــآ! بنــــدگــانـــے هســتـــند کـــه دسـتــ ر...

هیچ کس مانند من در عاشقی خودخواه نیستانتخابم کن که هر راهی ب...

️رهبر انقلاب در دیدار دبیر و کارشناسان شورای عالی امنیت ملی:...

این پست رو که دیدم و خوشحالی بعضی از کاربرا دلم سوخت و گفتم ...

سناریو درخواستی (اینبار شخصیت های گریفیندور هم هستن )موضوع :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط