این عمربه ابرنو بهاران ماند*

این عمربه ابرنو بهاران ماند*
وین دیده به سیل کوهساران ماند*
ای دوست چنان بزی که بعداز مردن*
انگشت گزیدنی بیاران ماند*
دیدگاه ها (۲)

رفتی بی آنکه مرا به خدا بسپاری....نمیدانم خدارا از یاد برده ...

اگرآمدی بدلت بد نیارکوچه همان کوچه و خانه همان خانه است تنها...

کرا در شهر برگویم غم دل*که آید در دو عالم محرم دل*دلی دارم ه...

تاکی به درت آیم و دیدار نبینم*صدبار تورا جویم و یک باز نبینم...

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهٔ منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

* کو چنان یاری که داند قدر اهل درد چیست چیست عشق و کیست مرد ...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط