اسم فیک:عشقی که انتظارش رو نداشتم...☆
اسم فیک:عشقی که انتظارش رو نداشتم...☆
_اَه پس این مهمونه ویژه کی میاد رئیس که گفت قراره ساعت ۱۰ شب بیاد الان ساعت ۱۰ و ۳ دقیقه شده (باحالت غر زدن😪🤧)
=واییی جونگ کوک اخه تو چرا اینقرد حساسیییی فقط ۳ دقیقه دیر کرده الان میر-
《ویو کیوتعلی *خودم》
حرفه الکس با شنیده شدن صدای باز شدن در نصف و نیمه قطع شد..
《ویو الکس》
وایی این همون بزرگ ترین مافیای کره یعنی کیم تهیونگه(با حالت ترس و نگرانی)
=جو... جو...جونگ... کوک.. من.. من.. یکم حالم خوب نیست تو میتونی بری و از این مهمان ویژه پذیرایی کنی؟
_اوه ... اره ... چرا که نه .. تو برو به دست و صورتت اب بزن و هر وقت بهتر شدی بیا مشکلی نیست من خودم همهی کار ها رو انجام میدم.(با حالت مهربونی🫠)
=مرسی کوکی پس من رفتم..(رفت😐)
_سلام اقا خوبید؟ چی میل دارید که براتون بیارم؟
《ویو تهیونگ》
ای واییی این بچه چرا اینقدر گوگولیه اخههه🤏🏻 زبونم بند اومده با دیدنش😫ایکاش بتونم سریع تر اون لبای خوشگل و خوشمزش رو بخورم😈(یاااا خداااا بچه ها بخوداااا به من ربطی نداره *من در حاله اب شدن و رفتن توی زمین*)
_ اقا....اقاااااا(اخری رو بلند تر گفت)
+ ها؟ چی؟ بله ؟ چیزی شده؟ کسی مرده؟ (با حالت نگران و اضطراب)
ادامش پارته بعد
_اَه پس این مهمونه ویژه کی میاد رئیس که گفت قراره ساعت ۱۰ شب بیاد الان ساعت ۱۰ و ۳ دقیقه شده (باحالت غر زدن😪🤧)
=واییی جونگ کوک اخه تو چرا اینقرد حساسیییی فقط ۳ دقیقه دیر کرده الان میر-
《ویو کیوتعلی *خودم》
حرفه الکس با شنیده شدن صدای باز شدن در نصف و نیمه قطع شد..
《ویو الکس》
وایی این همون بزرگ ترین مافیای کره یعنی کیم تهیونگه(با حالت ترس و نگرانی)
=جو... جو...جونگ... کوک.. من.. من.. یکم حالم خوب نیست تو میتونی بری و از این مهمان ویژه پذیرایی کنی؟
_اوه ... اره ... چرا که نه .. تو برو به دست و صورتت اب بزن و هر وقت بهتر شدی بیا مشکلی نیست من خودم همهی کار ها رو انجام میدم.(با حالت مهربونی🫠)
=مرسی کوکی پس من رفتم..(رفت😐)
_سلام اقا خوبید؟ چی میل دارید که براتون بیارم؟
《ویو تهیونگ》
ای واییی این بچه چرا اینقدر گوگولیه اخههه🤏🏻 زبونم بند اومده با دیدنش😫ایکاش بتونم سریع تر اون لبای خوشگل و خوشمزش رو بخورم😈(یاااا خداااا بچه ها بخوداااا به من ربطی نداره *من در حاله اب شدن و رفتن توی زمین*)
_ اقا....اقاااااا(اخری رو بلند تر گفت)
+ ها؟ چی؟ بله ؟ چیزی شده؟ کسی مرده؟ (با حالت نگران و اضطراب)
ادامش پارته بعد
- ۶۷۳
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط