دو روز بعد ا.ت ویو

دو روز بعد ا.ت ویو
چند وقتی میشه حالم بد میشه سرم گیج میره ولی حونگ کوک اجازه میده تنهایی برم بیرون الی هم میدونست بهم گفت برم آزمایش بدم ببینم قضیه چیه خودشم باهام اومد به تهیونگ و جونگ کوک گفتیم فقط میخوایم بریم بیرون لباس پوشیدم رفتم بیرون عمارت الی هم اومد رفتیم سمت بیمارستان بعد از اینکه رسیدیم آزمایشمو دادم چند ساعت دیگه جواب آزمایش میومد نشستم رو صندلی ایرپادمو در آوردم و زدم به گوشم یک ساعت بعد دکتر اومد و یه کاغذ داد دستم الی هم اومد با ذوق به کاغد نگا کرد وات من باردارم همین تقشه های الی کار دستم داد ولی خوشحال بودم چون دارم مامان میشم تصمیم گرفتم فردا هم به جونگ کوک بگم دوسش دارم هم بگم باردارم
دیدگاه ها (۱)

ا.ت ویوبرگشتیم عمارت کاغذی که جواب آزمایش بود و تو دستم نگه ...

(پارت آخر)فردا صبح ا‌ت ویواز خواب بلند شدم با ذوق رفتم صورتم...

ا‌.ت ویوبا حرفی که تهیونگ و جونگ کوک زدن تعجب کردم جونگ کوک:...

بعد از صبحونه رفتم یه حموم گرفتم لباس عوض کردم و خوابیدم که ...

part18 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》ات اومد کنار من دراز کشید و سر...

part34 عشق پنهان 《ویو ات》صبحونه ای که جونگ کوک آماده کرده بو...

Help me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط