★ترسم آخر زغم

★ترسم آخر زغم
عشـــق تو دیوانه شوم،

بیخود از خود شوم و
راهی میخانه شوم،

آنقدر باده بنوشم که
شوم مســـت و خراب،

نه دگر دوست شناسم
نه دگر جام شـــــراب
‎‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

همدیگر را پیر نکنیم...از کنار هم بودن لذت ببریمآدمها را لحظه...

باتمام ویژگےهایت نرومن فداےروےزیبایت نروتونہ فرهادے نہ مجنون...

پنجشنبهبه رسم کهن،یادمیکنیم از آنها که وقت و مکانشان از ما ج...

اَز مَن‌ جُدا مَشو که تُ ام نورِ دیده ایآرامِ جان و مونِسِ ق...

عاشقانه های شبنم

📚برشی از کتابشاعربودن یعنی انسان بودن.بعضی هارا می شناسم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط