سوار ماشین شدیم و راه افتادیم و منو رسوند خونه خودم نه خو

سوار ماشین شدیم و راه افتادیم و منو رسوند خونه خودم نه خونه مامان بابام رفتم بالا که دیدم داره میاد خونه من
_کجا
+رام نمیدی
_ام...باشه بیا
اومد تو و روی کناپه نشست رفتم تو اتاقم و لباسم رو عوض کردم و رفتم تو آشپزخونه و براش قهوه درست کردم آوردم براش بعدش خودم رفتم که گوشیم رو از توی کیفم بردارم که دیدم دستی دور کمرم حلقه شد دو دقیقه همینجوری مونده بود و کلافه شده بودم بدنم داغ شده بود همینطور گرمم
_ولم میکنی
+...
_جونگکوککک
+هوم چیه
_خوابی
+خوابم برد
_خب حالا ولم کن دیگه
+نمیشه بدنت خیلی برام خوبه
_میشه ولم کنی
+...
از بدنم جدا شد و به سمتم اومد و من عقب رفتم انقدر رفتم که به دیوار برخورد کردم خواستم فرار کنم که بازوم رو گرفت و کشید سمت خودش
_ازم چی میخوای
+خودتو
_غیر از خودم یه چیز دیگه
+ازدواج
_غیر از ازدواج
+...
_معلومه داری به چی فکر میکنی
+آفرین بیبی گرلم
_منو ا.ت صدا کن
+آفرین ا.ت
+خب اجازشو میدی
_عمرا
+خب منم میتونم بزور بوست کنم(منحرف😂)
_...جونگکوک بس کن کی میخوای از این کارات دست برداری ها
+هر موقع تو هم از خر شیطون اومدی پایین
_جونگکوک من دوست ندارم هیچ حسی بهت ندارم تو هر روز داری با یکی تو بار یه غلطی میکنی
+...
دستم رو ول کرد و از خونه رفت بیرون فکر کنم ناراحت شد...به دَرک که ناراحت شد من دوستش ندارم خب چیکار کنم اههه
دیدگاه ها (۳)

صبحونه تموم شد بعدش آماده شدیم و رفتیم سر صحنه فیلمبرداری اد...

از خواب بلند شدم ساعتم رو نگاه کردم ساعت ۴:۲۷ صبح بود انقدر ...

پا به فرار گذاشتم که به کوچه بم بست رسیدمپسر:خب میخوای کجا د...

_الو&سلام ا.ت خوبی_عه سلام شوگا خوبی&اهوم میگم که کجایی+کیه_...

love in the dark⑦کوک: نگران نباش نمیخوام برای همیشه زنم باشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط