پارت نهم توجه توجه برای لوس های ویسگون که دنبال یه چی ه
پارت نهم ( توجه توجه برای لوس های ویسگون که دنبال یه چی هستن گزارش بدن🚫🚫این پارت دارای صحنه های خشن هست )
_______________________
ویو یوریکو
یوریکو : به به میبینم خیلی ها خط قرمز رو رد کردن
شیطان اولی : ر. ..رئیس
شیطان دومی : اینجا چیکار میکنید
یوریکو : دهناتونو ببندید تا نفرستادمتون قر جهنم دم خونتون
شیطان سومی : لطفا مارو ببخشید ولی باید کار اونارو تمو. .....
و یوریکو نمیزاره حرفش تموم شه و کله ی شیطانرو از جا میکنه
یوریکو نیشخندی میزنه ادامه میده
یوریکو : که اونارو بکشی اره؟ مگر اینکه از روی جنازه ی من رد بشی. .... من حتی روی تو نیاز ندارم از قدرتم استفاده کنم
شیطان اولی : رئیس مارو ببخشید خیلی گستاخیم نمیدونستیم دوستان شما هستن
یوریکو : هی شما دوتا اگر نمیخواین مثل این بشید گورتونو گم کنید
شیطان دومی : تو فقط یه دختر ضعیف خوش شانسی......
یوریکو کله ی این یکی هم میکنه
با یه حالت ترسناک و خنده ی شیطانی جوری که کله صورتش سیاهه و فقط لبخندش معلومه با اون شاخ های شیطانیش که یهو درومدن شروع میکنه به حرف زدن ولی صدای یه اکو ی ترسناک خاصی داره
یوریکو : گورتو گم کنننن همین الان
شیطان اولی : ب. .بله
و میره
یوریکو دوباره به حالت عادی برمیگرده
یوریکو : چ. .چویا ببینم حالت خوبه؟
چویا : ا. ..اره
یوریکو : نیکولای دازای شما چی؟
دازای و نیکولای از خون ریزی زیاد بیهوش شدن
چویا : اونا بیهوش شدن
یوریکو : اها
یوریکو : چویا میتونی راه بری یا بگم کمکا بیان چون نمیتونم سه نفرو همزمان بلند کنم
چویا : اره بیا بریم
چویا بلند میشه ولی سریع بیهوش میشه و یوریکو یهو میگیرتش
یوریکو : اره میتونی جون عمم...
یوریکو گوشیشو برمیداره و زنگ میزنه
یوریکو : پاشید بیاین منتظرم
ی
_______________________
ویو یوریکو
یوریکو : به به میبینم خیلی ها خط قرمز رو رد کردن
شیطان اولی : ر. ..رئیس
شیطان دومی : اینجا چیکار میکنید
یوریکو : دهناتونو ببندید تا نفرستادمتون قر جهنم دم خونتون
شیطان سومی : لطفا مارو ببخشید ولی باید کار اونارو تمو. .....
و یوریکو نمیزاره حرفش تموم شه و کله ی شیطانرو از جا میکنه
یوریکو نیشخندی میزنه ادامه میده
یوریکو : که اونارو بکشی اره؟ مگر اینکه از روی جنازه ی من رد بشی. .... من حتی روی تو نیاز ندارم از قدرتم استفاده کنم
شیطان اولی : رئیس مارو ببخشید خیلی گستاخیم نمیدونستیم دوستان شما هستن
یوریکو : هی شما دوتا اگر نمیخواین مثل این بشید گورتونو گم کنید
شیطان دومی : تو فقط یه دختر ضعیف خوش شانسی......
یوریکو کله ی این یکی هم میکنه
با یه حالت ترسناک و خنده ی شیطانی جوری که کله صورتش سیاهه و فقط لبخندش معلومه با اون شاخ های شیطانیش که یهو درومدن شروع میکنه به حرف زدن ولی صدای یه اکو ی ترسناک خاصی داره
یوریکو : گورتو گم کنننن همین الان
شیطان اولی : ب. .بله
و میره
یوریکو دوباره به حالت عادی برمیگرده
یوریکو : چ. .چویا ببینم حالت خوبه؟
چویا : ا. ..اره
یوریکو : نیکولای دازای شما چی؟
دازای و نیکولای از خون ریزی زیاد بیهوش شدن
چویا : اونا بیهوش شدن
یوریکو : اها
یوریکو : چویا میتونی راه بری یا بگم کمکا بیان چون نمیتونم سه نفرو همزمان بلند کنم
چویا : اره بیا بریم
چویا بلند میشه ولی سریع بیهوش میشه و یوریکو یهو میگیرتش
یوریکو : اره میتونی جون عمم...
یوریکو گوشیشو برمیداره و زنگ میزنه
یوریکو : پاشید بیاین منتظرم
ی
- ۳.۹k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط