P12

کوک رفت بالا و منم نشستم رو کاناپه تا کوک بیاد وقتی داشت از پله ها میومد پایین میدرخشید درست مثل الماس خدایی خیلی خوشگل شده بود اومد و گفت
_بریم بانو
+آ......ب... بری(دخترمون محو زیباییش شده)
باهم رفتیم شهر بازی و کلی خوشگذروندیم(سلام ببخشید مزاحم شدم کرم دارم بریم ادامه ی فیک🤣)برگشتیم خونه آجوما غذا درست کرده بود رفتم بالا لباسام رو عوض کردم آرایشم رو پاکیدم(مخفف رو حال کردی)و رفتم پایین نشستیم غذا خوردیم به کوک گفتم
+کوک بیا فیلم ببینیم
_باشع چی ببینیم
+ترسناک یا عاشقانه
_عاشقانه آخرش برای تو بد میشه پس ترسناک بزار
+چی گفتی؟آها گفتی عاشقانه بزارم نه؟؟چشم شوهر عزیزم
_عواقبش به پای خودته ها
+باشه بابا هی گیر میدی
فیلم رو گذاشتم (فیلم ۳۶۵روز😈)داشتیم نگاه میکردیم که یهو فیلم صحنه دار شد به کوک نگاه کردم که دیدم بدجوری تحریک شده و دا ه عرق می‌کنه منم دست کمی از کوک نداشتم
(بیاین کامنتا منحرفای بدبخت )
دیدگاه ها (۳۰)

به درخواست و خواهش های عزیزی در پی وی میخوام ی فیک دیگه از ک...

بچه ها امروز ساعت ۷ میزارم چون الان بیرونم نمی‌تونم بنویسم

سناریو

ادمینتون افسرده شده و کمک میخواد😭😭

سرزمین با شکوه نگهبان آتش

Name: Lost heart Part: ⑥(داخل رمان میفهمید که این پیام چی بو...

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت⁴¹ ( تورو جون مادرت تموم شوووووو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط