Mine✨

Mine✨
Part:9

جونگکوک به اتاقش رفت لباس هاشو عوض کرد که لوکاس وارد شد
جونگکوک:اطلاعاتش
لوکاس:فرد لان ۲۵ساله جراح قلب توی همون بیمارستانی که رایلی کار می‌کرد کار میکنه همیشه مزاحمش میشده و بزور میخواسته که باهاش رابطه ج..ن..س..ی برقرار کنه و کلی تهدیدش میکرده و حدود ۵ میلیون دلار هم ازش اخاذی کرده و قبل از اینکه شما موضوع ازدواج رو پیش بکشید تهدیدش کرده که اگر باهاش ازدواج نکنه آتیشش میزنه
جونگکوک:عوضی دارم براش ولی الان نه
لوکاس:پس کی
جونگکوک:فردا باید همه چیز رو از زبون رایلی بشنوم و بعد تصمیم میگیرم تازه خسته هم هستم صبح خیلی زود بیدارشدم
لوکاس:باشه پس من همه چیز رو آماده میکنم برای فردا شب بخیر
جونگکوک:شب بخیر

صبح روز بعد رایلی با صدای پرندگان و نور خورشید از خواب بیدار شد
متعجب بود که جونگکوک پیشش نیست
و اونو به اتاق خودش نبرده
متوجه شد لباسای دیروزش الان لباس خونگی شده و البته میکاپش هم پاک شده
با خودش فک میکرد که نکنه جونگکوک لباساشو عوض کرده
و اگر کار اونه الان چطوری باید باهاش روبه رو بشه
بعد کلی کلنجار رفتن باخودش از روتختی بلند شد به سرویس رفت و کاراشو کرد لباس مناسبی پوشید کمی ارایش کرد و رفت پایین
جونگکوک و دید که داره صبحونه میخوره
جونگکوک با دیدن رایلی لبخندی زد
جونگکوک:صبح بخیر
رایلی:صبح بخیر(حالت خجالت)
جونگکوک:خوب خوابیدی
رایلی:اهوم
جونگکوک:لباساتو ماریا دیروز عوض کرد چون خسته بودی بیدارت نکردم اتاقت هم جدا گذاشتم چون فک کردم ممکنه با من راحت نباشی درضمن هرچیزی لازم داشتی به ماریا بگو
رایلی:ممنون


حمایت یادتون نره ستاره هاممم ✨
دیدگاه ها (۱)

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۶ویو راوی نورا ب...

*سرنوشت*ویو رایا با نور ملایمی که از پرده های توری اتاق میزد...

استاد جئون part 1جئون رینا چند سالی میشه که با جونگکوک ازدوا...

part 67جونگکوک وقتی مطمئن شد خوابش برد آروم بلند شد و پتو رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط