من ، دخترکی معصوم ، درونم نفس می کشد .

من ، دخترکی معصوم ، درونم نفس می کشد .
دخترکی که رسمِ دلبری را خوب می داند !
که هنوز هم دلش ؛ عروسک می خواهد ، آغوش می خواهد ، نوازش می خواهد ، حمایت می خواهد ...
هنوز هم دلم می خواهد با گریه و پای کوبی هایِ کودکانه به تمامِ خواسته هایم برسم .
من هنوز هم عاشقِ لباس های گُل گلی و رنگ رنگیِ دلبرانه ام ،
دنیای صورتیِ درونم بوی کهنگی نمی دهد !
هنوز هم دور از چشمِ قضاوت ها ساعت هایی به دنیای صورتی ام می روم و دخترک بازیگوشی می شوم که صدای خنده های کودکانه اش گوشِ فَلَک را کر می کند !
دنیا بی رحم است که ناچارم خودم را بانویی پخته و باصَلابت جلوه دهم ،
بانویی که ناگُزیر ، کودکِ مِهرطلبِ درونش را از چشم هایِ هرزه پنهان می کند ...
وگرنه ؛
"من هنوز هم همان دخترکِ معصوم و بازیگوشم ، که دلش آغوش امنی می خواهد تا در آن بدونِ هیچ دلهره ای ، شیطنت کند ..."
دیدگاه ها (۴)

آدم را آدم ها پیر میکنند........

آرام آرام........

😔 😔 😔

گاهی میان مردم در ازدحام شهر ،غیر از تو هرچه هست فراموش میکن...

در این شب تار، تنهایی بیداد می‌کند،🥀 🥀از هر طرف سکوت و غم ...

پارت پنجم پرنسسی از جنس ابر زمان مثل رودخانه‌ای جاری است که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط