شرابسرخ

#شراب_سرخ



Part: ۵۴


#فصل_دوم




گوشیم زنگ خورد،صفحه رو دیدم که.....
شماره ناشناس جواب ندادم..
و گوشی مو خاموش کردم انداختم اون ور(خب زنیکه جواب بده ماهم ببینیم کیهههههه)




تهونگ و جونکوک با خنده اومدن نشستن

جنا : خوش گذشت ؟

تهونگ : اره خیلی هم خوب بود جونکوک گوشتش خوش مزه هست(خنده)

کوک : دست کمی تو هم نداریااا توهم خوش مزه بودی

تهونگ : میزنمتااااا

جونکوک: غلط کردم ته جونم (ادا در میاره)

تهونگ : درد..



اجوما اومد



اجوما : ارباب شام حاضر

تهونگ : اومدم اجوما

تهونگ : بریم شام بخوریم




بلند شدیم رفتیم سر میز...صندلی رو کشیدم عقب و نشستم...
داشتیم غذا می خوردیم ..ولی من داشتم با غذام بازی میکردم و حال نداشتم بخورم



۲دقیقه بعد
بلند شدم


جنا: من سیرم ،میرم بخوابم خداحافظ



خواستم برم که صدا کسی‌در اومد




تهونگ : چیزی نخوردی، بشین بخور بعد میری

جنا : مِیل ندارم..من رفتم نوش جونتون




ویو تهونگ


خواستم دوباره چیزی بگم ولی جونکوک دستشو برو بالا



جونکوک: ته ولش کن امروز خیلی خسته شده بزار استراحت کنه

تهونگ : هوفففففف باشه


بعد چند دقیقه غذامون تموم کردیم و رفتم تو اتاق کارم و داشتم چندتا پرونده های باند رو چک میکردم ....همونایی که تازه اومده بودن وارد باندم شده بودن
چشمم رو نوشته ها بود که یه چیز غیر عادی دیدم ،نوشته ها...
نوشته ها خیلی چرت و پرت
حتی نصف نوشته چاپ شده تار و خراب بود

و فهمیدم که جای کاری مشکل داره و داد زدم که :

تهونگ : جونکوک بیا تو اتاق(داد)



چون کوک بغل اتاق من بوده سریع اومد داخل


جونکوک : ته چیشد

تهونگ : یه چیزی تو پرونده هایی که کسانی که وارد باند شدن درست نیست

جونکوک : بده ببینم



جونکوک پرونده رو ازم گرفت و نشست رو کاناپه
بعد چند دقیقه جونکوک بلند شد اومد سمتم


جونکوک: تهونگ ،ببین اطلاعاتشون اصلا باهم یکی نیست،عکس این مَرد رو بین اینو یادته؟

تهونگ : بده ببینم.....وایسا...ببینممم (کمی داد )

بلند شدم وایسادم

تهونگ : کوک اینا... اینا جزو باند گودال

جونکوک: یعنی الان دشمن تو بغل گوش مون ،ته سریع آماده شو باید امشب خون ریخته شه

جونکوک رفت بیرون و من سریع کت شلوارمو پوشیدم و اسحله مو و چاقومو برداشتم گذاشتم پشت کمرم چندتا تیر اضافی برداشتم و موهامو درست کردم عطر مو زدم


رفتم از اتاق بیرون، و همون موقع جونکوک اومد بیرون



جونکوک: با ماشین من بریم،من بقیه هم خبر کردم جای همیشه گی

تهونگ: باشه تو برو پایین من الان میام

جونکوک: دیر نکن پایین منتظرتم



کوک رفت و منم رفتم سمت در اتاق جنا آروم در و وا کردم
دیدم خوابه مطمئن شدم که خوابیده آروم رفتم بیرون و درو قفل کردم و کلید رو گذاشتم تو جیبم و رفتم از پله ها

پایین از ،رفتم سوار ماشین شدم و کوک با سرعت راه افتاد از عمارت زد بیرون و رفتیم محل همیشه


ادامه دارد....



دهنم سرویس شددددد،حمایت کنیدددد💔
دیدگاه ها (۶)

اصلا دوست ندارم بمیرماین برا منه برا شما چیه؟

شغال

لعنت بهت،که داغونم کردی💔🥀🖤

والا

#شراب_سرخ Part: ⁵⁸ موهام رو موج های دریا بود و حتی نفس کشیدن...

#شراب_سرخ Part: ۵۲#فصل_دومجونکوک ول کن نبود پس تنها چارم گوش...

#شراب_سرخ Part:⁶⁶جونکوک : مرتیکه دلم برات تنگ شده بودددددتهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط